کسراکسرا، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

نفس مامان

کوچول موچول ِ بابا

   13/دی/1386   سلام بابایی. تا امروز چندین بار صدای قلبت رو شنیده بودیم و وجودت رو احساس کرده بودیم اما اون لحظه ایی که آقای دکتر با دستگاه شما رو نشنمون داد دیگه واقعا وجودت برام مسلم شد.   مامانی کاملا دهانش باز بود و کلی ذوق کرده بود.  اولین چیزی که یادم اومد ماهی بود.چون قلب کوچیکت و دهان خوشگلت و دنده هات آدمو باد ماهی می انداخت. الان شاید حدود 600 گرم  باشی  امیدوارم زودتر 3.5 کیلویی بشی و برامون بخندی و شیطونی کنی.     ...
5 خرداد 1390

قندک بابا

  4/آذر/1386   بابی ِ بابا سلام . پسرم, قند عسلم, آقا......... چون هنوز برات اسم انتخاب نکردیم. وقتی دیروز با مامانی فهمیدیم پسری خیلی حال عجیبی داشتم. حال غریبی بود .گیج شده بودم. بگذریم اما خیلی خوشحال بودم که خدا را شکر سالمی. مامانی پاهاتو توی سونوگرافی دیده بود خیلی حال کرده بود انشااله دفعه بعد منم ببینم. امیدوارم سالم بدنیا بیای و انتظار ما تموم بشه باید تا اردیبهشت منتظر باشیم که واقعا سخته.                                                             ...
4 خرداد 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس مامان می باشد